تبليغاتX
پلاک 1


پلاک 1

جایی در پشت ذهنت به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست

من کنکور دارماااا! غصه دارم!

آیا می دانستید که فیل بالغ در روز به طور متوسط دویست و بیست کیلوگرم غذا و دویست لیتر آب مصرف می کند؟

آیا می دانستید که اگر زنی به کور رنگی مبتلا باشد، فرزندان پسر او کوررنگ می شوند؟

آیا می دانستید که کوه های آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند می شوند؟

آیا می دانستید که همه نوزادان میگو، نر متولد می شوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل می شوند؟

آیا می دانستید که وزن کوه یخی با حجم متوسط، بیست میلیون تن است؟

آیا می دانستید که حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص ده هزار بوی متفاوت است؟

آیا می دانستید که یک قطره آب دارای یک‌ صد میلیارد اتم است؟

آیا می دانستید که خورشید روزانه معادل صد و بیست و شش هزار میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می‌فرستد؟

آیا می دانستید که دهان انسان روزانه یک لیتر بزاق تولید می کند؟

آیا می دانستید که ما به طور متوسط روزانه پنج هزار کلمه صحبت می کنیم که هشتاد درصدش با خودمان هست؟

پ.ن: ۱-برای من دعا کنید!!

        ۲-اگه 2 تا خورشید از پنج تا خورشید کتیبه مال تو بود و می رفتی 20سال پیش، چه چیزی رو تو زندگیت تغییرمی دادی و بر می گشتی؟

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 0:48 توسط زری جووون| |

پدرم، وقتی که من . . .

4 سالگی : بابای من میتونه هر کاری رو انجام بده.

5 سالگی : بابای من خیلی چیزا میدونه

6 سالگی : بابای من زرنگ تر از بابای توست

8 سالگی : بابای همه چیزو هم نمیدونه

10 سالگی : قدیما، اون وقتا که بابام همسن و سال من بود، مطمئناً همه چیز با حالا فرق داشت.

12 سالگی : اوه، بله، طبیعتاً، بابا همه چیزو در مورد اون نمیدونه. بابا بقدری پیر شده که دیگه بچگی های خودشم فراموش کرده.

14 سالگی : به حرفای بابام توجه نکن، اون دیگه از مد افتاده!

21 سالگی : بابام؟ خدا مرگم بده، اون دیگه کاملاً از رده خارجه.

25 سالگی : بابا یه چیزهائی در مورد اون میدونه، اما، خوب، باید هم بدونه، چون یه پیرهن هم که باشه بیشتر از ما پاره کرده.

30 سالگی : شاید بهتر باشه از بابا بپرسیم که نظرش در این مورد چیه. از هرچه که بگذریم، او تجارب زیادی تو زندگی کسب کرده.

35 سالگی : من دست به هیچ کاری نمیزنم مگر اینکه اول با بابام مشورت کنم.

40 سالگی : موندم که بابای خدابیامرزم کارها را چجوری راست و ریس می کرد. او خیلی عاقل بود، دنیائی تجربه داشت.

50 سالگی : حاضرم همه چیزمو بدم و در عوض بتونم چند لحظه ای در این مورد با بابای خدا بیامرزم مشورت کنم. حیف که قدر اون همه هوش و ذکاوتش را ندونستم. خیلی چیزا بود که میتونستم ازش یاد بگیرم.

"Ann landers"

نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 18:55 توسط زری جووون| |

سلام دوستانم
نبودم
بودم ولي وقت آپ نداشتم(کنکوردارم دیگه)
ولي ديدم که تو تلويزيون حرف از مهدي هاشمي شد
شنيدم که ذره اي از کاراش لو رفت
و ميدونستم که عين يه بچه همه چيو تکذيب مي کنه! . . . و کرد!
يه روزنامه جلومه . . . قديميه، 22مرداد88 . . . خبر درمورد ترانه موسوي
لاريجاني:ادعاي کروبي کذب است
آخه چرا يه پيرمرد بايد بازيچه ي دست اونا بشه؟!؟!؟
البته فقط اون نبوده!! اون فقط دوست داره دیده بشه!
آقاي موسوي حالا تو جواب مارو بده! جواب همون نوجوانايي که خيلي واسشون دلسوزي ميکردي
حالا تو بگو!
تو بگو کي ايرانو ذليل کرد؟؟!!؟
احمدي نژاد؟ . . . لابد اينقدر قوي بوده که تونسته اونارو هم راضي کنه که بگن قدرت
ايران بعد انتخابات و بعد اون آشوبا کم شده؟!
آره؟؟ تو بايد جوابگو باشي! زهرا رهنورد، فائزه، مهدي هاشمي و کلي آدم ديگه بايد پاسخگو باشن!
آقاي موسوي به جاي اينکه نقطه ي سقوط ات رو نفرين کني، اول سعي کن چه چيز
باعث سقوط تو شده! که خودتم رفيقاتو خوب ميشناسي!!! البته به ظاهر رفيق!!
نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 19:12 توسط زری جووون| |

و بالاخره تست های کنکور با توجه به تب جومونگ مورد تایید نهاد مورد نظر رسید و این شما و تست های جومونگ آزمون جامع در پست بعدی برگزار  می شود

جومونگ کیست ؟

1-     پسر باباش

2-     پسر مامانش

3-     پسر بابا و مامانش

4-     همسر آینده سوسانو

جومونگ نماد چیست ؟

1-     آزادی خواهی

2-     پیروزی طلبی

3-     استقلال طلبی

4-     استقلال اهواز

با دیدن فیلم جومونگ به یاد چه می افتید ؟

1-     جونی کجایی یادت بخیر

2-     مامان دلم برات برات تنگ شده

3-     رفتیم دوبی

4-     دوبی دوبی

آیا جومونگ جاذبه گردشگری دارد؟

1-     بله مناطق توریستی کره را نمایش می دهد

2-     خیر یانگوم بهتر بود

3-     خیر هرچی تو نقشه دنبال  بویو گشتیم نبود

4-     گشتم نبود نگرد نیست

جومونگ به دنبال چیست؟

1-     دنبال مادرش

2-     به دنبال سوسانو

3-     به دنبال طلا

4-     ما که می دونیم منظورتون چیه چرا کنایه می زنی

زمان پخش جومونگ

1-     جمعه صبحها

2-     پنجشنبه ظهر ها

3-     به شما چه هر وقت حال کنم می بینم

4-     دیسک کاملش رو بگیر هر وقت دلت خواست ببین

به نظر شما جومونگ چند سال عمر کرده

1-          80 سال

2-          120 سال

3-          هنوز در قید حیاط هستند

4-          ما که می دونیم منظورتون چیه چرا کنایه می زنی

بی رحم ترین صحنه جومونگ کجا هست

1-     آنجا که همسرم مرامجبور کرد بزنم راز بقا

2-     آنجا که نامزدم مرا مجبور کرد تلویزیون رو خاموش کنم

3-     آنجا که فرداش امتحان داشتم

4-     شما فضولید یا طراح؟

منبع: فضول فراری

نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 17:41 توسط زری جووون| |

عشق یعنی با تو خواندن از جنون
عشق یعنی سوختنها از درون
عشق یعنی سوختن تا ساختن
عشق یعنی عقل و دین را باختن
عشق یعنی دل تراشیدن ز گل
عشق یعنی گم شدن در باغ دل
عشق یعنی تو ملامت کن مرا
عشق یعنی می ستایم من تو را
عشق یعنی در پی تو در به در
عشق یعنی یک بیابان درد سر
عشق یعنی با تو آغاز سفر
عشق یعنی قلبی آماج خطر
عشق یعنی تو بران از خود مرا
عشق یعنی باز می خوانم تو را
عشق یعنی بگذری از آبرو
عشق یعنی کلبه های آرزو
عشق یعنی با تو گشتن هم کلام
عشق یعنی انتظار یک سلام
عشق یعنی دستهایی رو به دوست
عشق یعنی مرگ در راهت نکوست
عشق یعنی شاخه ای گل در سبد
عشق یعنی دل سپردن تا ابد
عشق یعنی سروهای سربلند
عشق یعنی خارها هم گل کنند
عشق یعنی تو بسوزانی مرا
عشق یعنی سایه بانم من تو را
عشق یعنی بشکنی قلب مرا
عشق یعنی می پرستم من تو را
عشق یعنی آن نخستین حرفها
عشق یعنی در میان برفها
عشق یعنی یاد آن روز نخست
عشق یعنی هر چه در آن یاد توست
عشق یعنی تک درختی در کویر
عشق یعنی عاشقانی سر به زیر
عشق یعنی بگذری از هفت خان
عشق یعنی آرش و تیر و کمان
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 20:9 توسط زری جووون| |

برد بسیار شیرین تیم استقلال در روز تولد امام زمان (عج) را به شما استقلالیای گلم تبریک میگم

هیپ هیپ  . . . هووووورااااا

هیپ هیپ  . . . هووووورااااا

هیپ هیپ  . . . هووووورااااا

نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 23:31 توسط زری جووون| |

امشب ز کرَم حق گُهرى داد به نرجس
وز برج ولایت قمرى داد به نرجس
خوش باش که حق بال و پرى داد به نرجس
برخیز که زیبا پسرى داد به نرجس
نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 23:25 توسط زری جووون| |

یک روز توی پیاده رو به طرف میدان تجریش می رفتم، از دور دیدم یک کارت پخش کن خیلی با کلاس، کاغذهای رنگی قشنگی دستشه، ولی به هر کسی نمی ده!
خانم ها رو که کلا تحویل نمی گرفت و در مورد آقایون هم خیلی گزینشی رفتار می کرد و معلوم بود فقط به کسانی کاغذ رو می داد که مشخصات خاصی از نظر خودش داشته باشند، اهل حروم کردن تبلیغات نبود...
احساس کردم فکر می کنه هر کسی لیاقت داشتن این تبلیغات تمام رنگی گرون قیمت رو نداره، لابد فقط به آدمهای باکلاس و شیک پوش و با شخصیت می ده! از کنجکاوی قلبم داشت می اومد توی دهنم...!!!
خدایا، نظر این تبلیغاتچی خوش تیپ و با کلاس راجع به من چه خواهد بود؟! آیا منو تائید می کنه؟!
کفشهامو با پشت شلوارم پاک کردم تا مختصر گرد و خاکی که روش نشسته بود پاک بشه و کفشم برق بزنه! شکم مبارک رو دادم تو و در عین حال سعی کردم خودم رو بی تفاوت نشون بدم! دل تو دلم نبود. یعنی منو می پسنده؟ یعنی به من هم از این کاغذهای خوشگل می ده...؟!
همین طور که سعی می کردم با بی تفاوتی از کنارش رد بشم با لبخند نگاهی بهم کرد و یک کاغذ رنگی به طرفم گرفت و گفت: "آقای محترم! بفرمایید"
قند تو دلم آب شد! با لبخندی ظاهری و بدون دستپاچگی یا حالتی که بهش نشون بده گفتم: ا ِ، آهان، خوب چرا من؟ من که حواسم جای دیگه بود و به شما توجهی نداشتم! خیلی خوب، باشه، می گیرمش ولی الآن وقت خوندنش رو ندارم!" کاغذ روگرفتم...
چند قدم اونورتر پیچیدم توی قنادی و اونقدر هول بودم که داشتم با سر می رفتم توی کیک تولدی که دست یک آقای میانسال بود! وایسادم وبا ولع تمام به کاغذ نگاه کردم، نوشته بود:

به پایین صفحه مراجعه کنید!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دیگر نگران طاسی سر خود نباشید، پیوند مو با جدیدترین متد روز اروپا و امریکا!

نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 0:42 توسط زری جووون| |

هار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.

اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.

آنها به استاد گفتند:«ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.»

استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد امتحان بدهند.

چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند...

آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند، سپس ورقه را برگرداندند تا به سوالی که 95 نمره داشت پاسخ بدهند. سوال این بود: کدام لاستیک پنچر شده بود؟!

نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 22:48 توسط زری جووون| |

۱-كدام مورد كوتاه‌تر است؟
الف) مدت خوشحالي بعد از قبول‌شدن در دانشگاه
ب) عمر پدر دانشجويان دانشگاه آزاد
ج) مانتوي خواهران دانشجو
د) پاي فارغ‌التحصيلان نسبت به دستشان

2-در كدام نقطه هنوز واحدي از دانشگاه آزاد احداث نشده است؟
الف) فلات تبت
ب) كوههاي كليمانجارو
ج) جزاير گالاپاگوس
د) قطب جنوب و حومه

3-در مورد غذاي سلف بين كدام دو مورد ارتباط بيشتري وجود دارد؟
الف) تعداد قمري‌هاي دانشگاه و زرشك پلو با مرغ
ب) ارتفاع چمن فضاي سبز دانشگاه و قورمه سبزي
ج) تعداد گربه‌هاي دانشگاه و چلوگوشت
د) به علت رعايت مسايل بهداشتي از نوشتن گزينه‌ي آخر معذوريم.


4-علت سقوط هواپيماي كنگوايرلاينز چه بود؟
الف) مطلع‌شدن خلبان از قبولي پسرش در دانشگاه آزاد چند لحظه قبل از سقوط
ب) اعلام خبر ورود دكتر جاسبي به كنگو در تلويزيون هواپيما
ج)مسئول كنترل سوخت هواپيما فارغ‌التحصيل دانشگاه آزاد بوده است.
د) تمام موارد فوق به نحوي در بروز اين حادثه‌ي دلخراش موثر بوده است.

5-داغ‌ترين خبر سال چه بود؟
الف) انفجار شاتل كلمبيا
ب) محاكمه‌ي صدام
ج) انقراض نسل اورانگوتان‌ها‌ در برمه
د) فارغ‌التحصيلي يك دانشجوي كارشناسي دانشگاه آزادی در هشت ترم

6-كدام مورد در بين دانشجويان دانشگاه آزاد ديده نمي‌شود؟
الف) حال و حوصله درس‌خواندن
ب) جنبش نرم‌افزاري و توليد علم
ج) عبرت از گذشتگان
د) اميد به آينده

7-طراح سوالات كدام مورد را شديداً تكذيب مي‌كند؟
الف) نشر اكاذيب
ب) خصومت با دانشگاه آزاد
ج) همكاري با القاعده
د) هيچكدام

پ.ن: آبجیم اینو بخونه منو می کشه! البته آبجیم ۷ترمه تموم کرد!

نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 0:6 توسط زری جووون| |


Design By : Night Skin